X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 28 تیر‌ماه سال 1385
دوباره بـــــــــــرگشـــــــــتــــــــم

 

این روزا هر کی هر جا منو گیر می آره از کنکور می پرسه اینجا دیگه نمی خوام از کنکور بگم.

یه تابستون خنک . یه تعطیلی تپل . گردش و تفریح و ...

اما نه...! خوب که فکر می کنم می بینم هیچ تعطیلاتی به پای تابستونای بچگی نمی رسه .

دوچرخه بازی با بچه های همسایه ... دشمنی خنده دار بچه های کوچه کوچیکه با بچه های کوچه بزرگه! 

 یادش بخیر هرچی که بدستمون می رسید می ریختیم تو یه قابلمه ی کوچولو مثلآ غذامون بود

 

انگار آدما هر چی بزرگتر می شن نسبت به اینکه فکرشون درگیر شه حریص تر می شن !

مدام دوست دارن حتی اوقات فراغت خودشون رو با ذهن شلوغ بگذرونن .

نمیدونم... شاید اینم یه جور تفریحه دیگه !

 

آقا بگذریم .

خود من که تا الان تابستون خوشگلی داشتم ایشالا واسه تو هم خوش تر از مال من گذشته باشه

 

خوب دیگه با این پست دوبـــــــاره من شـــــــروع کـــــــردم 

 

اطلاعیه :

از این به بعد هفته ای یه بار به روز می کنم


تولد مژگان جونم هم مبارک!