X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1385
بخون تا بفهمی !

 

 

 

چند روزیه فکرم خیلی مشغوله. چرا؟ گوش کن تا بگم .

 

 خدا رو چه دیدی شاید فکر تو هم درگیر شد!!

 

 

همایش نجوم شاخه ی آماتوری تو نیشابور برگزار شد

 

آدمای زیادی از شهرهای مختلف دور هم جمع شده بودند. مخصوصا مسئولین و ژورنالیست ها.

 

بین اونا یه ژورنالیست بود که به عبارتی اولین کسی بود که من حسرت زندگی شو خوردم .

 

آقای " بابک امین تفرشی " که احتمالا با فعالیت های ایشون آشنایی دارین

 

آقای تفرشی در ماهنامه ی " نجوم " مشغول به کارند اما چیزی که توجه منو به خودش جلب کرد اصلا اینا نبود

 

 

 

روز اختطامیه ایشون عکسهایی رو که در طول سفرهای نجومی شون گرفتند رو به نمایش گذاشتند .

 

 

 وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چه عکسهایی .

 

  به خودم گفتم اینا هم دارن زندگی می کنن ما هم احتمالا داریم زندگی می کنیم اما این کجا و ... !

 

سرتو درد نیارم این آقا زندگیشو وقف ستاره ها کرده بود و روزها بعد از گذروندن یه شب نجومی

 

 دوربین شو بر می داشته و طبیعت اطرافشو قاب می کرده .

 

 

 

این آقا به خاطر عشقی که به آسمون داشته و گاهی واسه ماجرا جویی و شکار کسوف

 

از طبیعت الموت گرفته تا  پرس پولیس و شبهای شفاف و مرموز کویر و

 

حتی قطب جنوب   کنار پنگوئن ها یا جنگلهای آمازون کنار سرخ پوست ها

 

 و آبشارهای طویل و استرالیا و ... رو تجربه کرده.

 

 

 

 مهم نیس که این آدم کیه مهم اینه که تا حالا تمام عمرشو زندگی کرده .

 

 واسه دلش . واسه آسمون . و به قول پائولو کوئیلو واسه افسانه ی شخصی خودش!

 

 

 

حالا ما چند تا کادر طلایی تو ذهنمون داریم که توش منظره های فوق العادست؟

 

اگه بخوایم درآمد این آدما رو ناچیز در نظر بگیریم

 

به نظر من بازم دستاورد اون با مال ما قابل مقایسه نیست!

 

 

به خدا داریم زندگیمون رو بیخود و الکی می بازیما !!

 

 

 

حالا نمی گم به این شدت اما یک ماه هم که شده شب پنجشنبه بزن بیرون تا عصر جمعه !

 

 بعد اگه دلت اومد بقیه ی پنجشنبه جمعه های زندگی تو

 

 بشین تو خونه و هی با ریموت تلویزیونتون در جهان سیر کن !

 

 


 

سایت آقای تفرشی که مطمئنم با دیدن عکسهاشون با من هم عقیده می شی :

http://www.dreamview.net/dv/index.html